|
ردپای سرنوشت امروز کسی باش که ارزویش را داری...در گذشته نمان. درباره وبلاگ ![]() زندگیم رو به راه است ; رو به راهی که رفته ای , رو به راهی که مانده ام! بگذار سرنوشت هر راهی را می خواهد برود ما راهمان جداست این ابرها تا می توانند ببارند ما چترمان خداست عشق آن احساسی نیست که به کسی دارید، تمایل به انجام کارهایی است که دوست دارید برای آن فرد بکنید آخرین مطالب جمعه نهم دی 1390 :: 0:17 :: نويسنده : رسول خرم
اگر درد داری ... تحمل کن ... روی هم که تلمبار شد ... دیگر نمی فهمی کدام درد از کجاست. ..!! کم کم خودش بی حس میشود ....! . . می خواهم " ذره ذره " داشته باشمت اما برای همیشه همینقدر که سایه ات بر تنهایی ام باشد کافیست ... ..."خورشید" نمی خواهم تو را پنهان می خواهم برای خودم تنها برای خودم . . نتـــــــــرس . . . اگر هم بخواهم از این دیوانه تر نمیشوم ! گفته بودم بی تو سخت میگذرد بی انـصاف ! حرفم را پس میگــیرم بی تو انگار اصلا نمـیگذرد . . و من به اندازه ي تمام تن ها تـــنــــهــــــایم! . . کسی چه میداند امروز چندبار فرو ریختم از دیدن کسی که شبیه به تو بود، تنها لباسهایش...!!! . . دل را بد نام نکنیم آنچه بعضی ها در سینه دارند کاروان سراست نه دل ...! . . و عشق قیچی شد ! وقتی تو سنگ شدی و من کاغذی بی رنگ . . . ! . . کجا ایستاده ای؟ . . . . ... . چگونه است باد از هر جهتی که میوزد عطر تو را با خود دارد؟ تو نرفته ای میدانم . از جایی در همین نزدیکی مرا نگاه میکنی فقط من نمیبینمت . !!! . . ای کاش گذر زمان در دستم بود ، تا لحظه های با تــو بودن را آنقدر طولانـــی میکردم که برای بـی تو بودن وقتی نمی ماند . . . ! . . چه اصراری است ؟! من که می دانم ، تو هم می دانی می دانی با تلقین دوست داشتن نمی شود کسی رو دوست داشت ساده باش ، مــــرد باش و باور کن چیزی در وجودت نداری برایِ من ... . . می پسـندم پاییـز را که معافـم مے کنـد از پنـهان کردن ِ دردی(!) که در صـدایم می پیچـد ُ اشکی(!) که در نگاهـم می چرخـد ؛ آخر همه می داننـد سـرما (!) خورده ام !! ... . . بسیار خوب، حق با تو .... ! مـن بـــه تــــو نـمیـــام ! امـا تـــو بـه خـودت بیـا !
یکشنبه ششم شهریور 1390 :: 23:49 :: نويسنده : رسول خرم
ساعتها را بگذارید بخوابند ، بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست جناب اقای خرم ...
یکشنبه دوازدهم تیر 1390 :: 15:21 :: نويسنده : رسول خرم
جايي خواندم شاعر خوش خيالي نوشته بود :
"كلاغ ها هم عاشق مي شوند"
آره كلاغ بيچاره نه مي تونه حرف بزنه نه مي تونه حرف نزنه!
تازه ياد حرف سهراب افتادم كه مي گفت: ... دچار يعني عاشق , وچه تنهاست اگر ماهي كوچك دچار آبي بيكران "دريا"شود من هم ميگويم: من هم ميگويم : ... دچار يعني عاشق و چه تنهاست اگر كه كلاغ بيچاره دچار ابي بيكران "آسمان" شود واز روزي كه دچار شدم هميشه زير لب شعر شاعر بخت برگشته ي ديگري را زمزمه مي كنم , كه از زبان پرنده زخمي در قفس بي در مي گويد: نه پای رفتنم اکنون نه بال پرواز است از این چه سود که برمن در قفس باز است!؟ یکشنبه دوازدهم تیر 1390 :: 15:13 :: نويسنده : رسول خرم
چند روزیست کفشهای دلتنگیم را جفت کرده ام و کناری گذاشته ام تا یادم نرود بین من و تو فاصله ای نیست....! حتی به قدر چند قدم دلتنگی ِ مختصر!!!گفتم:دوستت دارم،خیلی دوستت دارم نگاهم کرد،لبخند تلخی زدو رفت. گفتم به تو نیاز دارم،نمی توانم بی تو زندگی کنم،به با تو بودن عادت کرده ام مگر توهم نمی خواستی دوست من باشی!؟ سری به علامت تأسف تکان دادو رفت. گفتم سنگ صبورت میشوم،سنگ صبورم میشوی،همه کس هم میشویم در دنیای قشنگ دوستی بال درمی آوریم، پرواز میکنیم، دنیا را میسازیم، پراز زیبایی میشویم گفتم... ولی... مثل همیشه سرد و تلخ نگاهم کردو رفت. گفتم تورا به جان عزیزت اینبار جوابم رابده. گفتم مگر معنی دوستی چیست!؟ غیر از اینکه دو دوست همیشه در کنار هم باشند،برای هم باشند، شانه به شانه،قدم به قدم، در غم و شادی با هم باشند گفت: دوستی بودن دو جسم در کنار هم نیست، بی تابی دو روح برای هم است... گفتم: پس تکلیف دلتنگی چه میشود؟ گفت: روحهای آشنا برای دیدار نیازی به چشم سر ندارند دوستی حقیقی پیوند دلهاست که فراتر از زمان و مکان است. گفتم ولی من طاقت دوریت را ندارم بمان تنهایم مگذار... گریه کردم... طاقت دیدن اشکهایم را نداشت، دستش را زیر چانه ام برد،سرم را بلند کرد و پیشانیم را بوسید، زل زد تو چشمهام وباز لبخند تلخی زد فقط گفت: معنی واقعی"دوستی" را پیداکن! رفت! دلم لرزید، تازه فهمیدم کجای کار میلنگید... برایش نوشتم: "دوست من! مبادا نیاز من به داشتن "تو" که حیات من بدان بسته است، تورا در بند من آرد. اگر می خواهی"برو" اگر می خواهی"بمان". آنچنان که می خواهی "باش".* فهمیدم دوستی در قید هم بودن نیست،آزاد بودن است، جازبه جسم نیست،معراج روح است. دوست ما کسیست که نیاز روح مارا می فهمد، مارا به اوج می برد نه اینکه با طناب خواهش دست و بالمان را ببندد، آزادمان می گذارد تا عصیان کنیم،امتحان کنیم و انتخاب کنیم. شمارا نمیدانم ولی من بی گمان در بند چنین"دوست"بودن را بر هزار آزادی برمیگزینم... و شاید این دوست "خدا"باشد شاید هم یکی از جنس خدا... in matn faghat va faghat taghdim be rasoule khoobam جمعه سی ام اردیبهشت 1390 :: 13:50 :: نويسنده : رسول خرم
خدایا.............. به هر که دوست می داری بیاموز که عشق....... از زندگی کردن بهتر است وبه هرکس که بیشتر دوستداری بچشان.... که دوست داشتن از عشق....... برتر است. با سلام و تقدیم احترام به همه دوستان عزیزمان : دومین ماه از سال 90 رو هم سپری کردیم و به ماه اردیبهشت رسیدیم ، یعنی ماه اردیبهشت دومین ماه از منطقه البروج است که سمبل ثروت و چیزهاى مادى و زمینى است.... به هر حال با لطف خدا زنده موندیم تا بتونیم بازم براتون مطالب بذاریم تا شما دوستان خوب و همراه همیشگی ما هم مطالعه کنید... حتما حتما به فهرست موضوعات وبلاگ ما سر بزنید چون اینقدر مطالب خوب واستون گذاشتیم که واقعا مفیده و هم به درد دنیا میخوره هم آخرت ... بازم از همتون ممنونیم
جمعه سی ام اردیبهشت 1390 :: 13:43 :: نويسنده : رسول خرم
جلسه ی خواستگاری... بعد از نیم ساعت سكوت(طنز) مادر داماد : ببخشین ، كبریت دارین؟ جمعه سی ام اردیبهشت 1390 :: 13:28 :: نويسنده : رسول خرم
جمعه سی ام اردیبهشت 1390 :: 13:23 :: نويسنده : رسول خرم
دلیل عاشقی !!؟ یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می ریزد،
زندگی به رنج كشیدنش می ارزد... جمعه سی ام اردیبهشت 1390 :: 13:21 :: نويسنده : رسول خرم
![]()
چطور یه دوستی خراب میشه؟
Both Friends Will Think The Other Is Busy
![]()
هر دو دوست فکر میکنند طرف مقابلشون گرفتاره
And Will Not Contact, Thinking It May Be Disturbing
![]()
و تماس نمیگیرن چون فکر میکنن نباید مزاحم بشن
As Time Passes
![]()
وقتی زمان گذشت
Both Will Think Let The OTher Contact
![]()
هردو فکر میکنند بذار طرف مقابل تماس بگیره
?After That each Will Think Why I Should Contact First
![]()
بعدش هرکدوم فکر میکنند که چرا من اول تماس بگیرم؟
Here Your Love Will Be Converted To Hate
![]()
اینجاست آغاز تبدیل عشقشون به نفرت
Finally Without Contact The Memory Becomes Weak
![]()
نهایتا بدون هیچ تماسی از یاد هم غافل میشن
.They Forget Each Other
![]()
وهمدیگر و فراموش میکنن
...So Keep In Touch With All And Pass This TO All Your Friends
![]()
پس تماستون رو با هم حفظ کنید و این داستان رو برایهمه بفرستید
.I Don`t Want To One Of This Kind
![]()
نمیخوام شما یکی از این دو نفر باشید
So Here I Am sending Mail To Every One
![]()
پس حالا این پیام رو برات میفرستم
To Say
![]()
که بگم
![]()
سلام عزیزم
I Am Fine Here
![]()
من خوبم
Please keep in touch with me
![]()
لطفا با من در تماس باش موضوعات پيوندها
|
||||||||