موزه آدم ها
همه ی آدم ها مثل کتاب هستند.
بعضی از آن ها با کاغذ کاهی نگاشته می شوند .امّا گروهی دیگر با کاغذ خارجی!!!!!!!!
از روی بعضی از آن ها باید جریمه نوشت و از روی گروهی دیگر باید مشق نوشت.
به بعضی از از آن ها اصلا اجازه ی چاپ نمی دند امّا گروهی دیگر تجدید چاپ می شوند.
بعضی از آدم ها زیر قیمت فروخته می شوند و بعضی دیگر پس از فروش پس گرفته می شوند و گروهی دیگر هم اصلا فروشی نیستند
بعضی از آن ها قیمت پشت جلد دارند
بعضی از آدم ها را باید چند بار خواند تا معنی آن ها را فهمید و گروهی دیگر را باید نخوانده دور انداخت
به راستی ما کدام کتابیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دست همه حاضرین بالا رفت!
سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.
و سپس در برابر نگاههای متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟!
و باز دستهای حاضرین بالا رفت...
این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید!
بعد اسکناس را برداشت و پرسید:
در زندگی واقعی هم همینطور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبرو میشویم، خم میشویم، مچاله میشویم، خاک آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرفنظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم...